رامکال کوچولوی ما

رامکال کوچولوی ما

محمد طاها

سرزمین عجایب

با همه علاقه ای که طاها جان برای رفتن به موج های آبی داشت اما متاسفانه به خاطر مقررات اونجا که نباید باوخانم ها باشه وحتما باید پدرش هم باشه طاها جان نتونست به موج های آبی بره ولی برای خوشحال شدن طاها به سرزمین عجایب رفتیم وکلی به طاها خوش گذشت وتجربه های جالب وجدیدی رو تجربه کرد.

 

[ پنجشنبه 3 فروردين 1396 ] [ 0:55 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

سفر به مشهد

برای اولین بار طاها جون در اسفند 1395 به مشهد وزیارت آقا امام رضا علیه السلام رفت.

مامان وطاها همراه زن عمو مرجان ومادر وخاله طاهره با کاروان به مشهد رفتیم.

[ پنجشنبه 3 فروردين 1396 ] [ 0:13 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

بره کوچولوی طاها

عزیز دلم باباجون برات یه بره کوچولوی خیلی خوشگل خرید که خیلی دوستش داری .اما حیف که نمیشد توی خونه نگهش داری😊اینقد ب ب کرد که دیگه دلمون براش سوخت😢 وبردیمش خونه مادر .اونجا عمو عباس با دستکش براش شیشه شیر درست کرده بود 😄😄😄😄😄وبا اون بهش شید میداد .هنوز خیلی خوب نمیتونست علف بخوره.تو بهش میگفتی بره ی ناقلا.بهد همراه بقیه بردیمش صحرا واونجا بهتر بود وآروم تر بود .چون هنوز خیلی کوچولو بود وشیر مامانشو میخوره سریع بعد از یه روز بردیمش پیش مامانش😂😂😂😂وخیلمون راحت شد .وتو هر روز میگی بابا کی منو میبری پیش ببییم😊😊😊😊

[ چهارشنبه 13 بهمن 1395 ] [ 0:08 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

امید زندگیم طاها 

[ سه شنبه 12 بهمن 1395 ] [ 23:49 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

سلام پسر قشنگم .خیلی وقته فرصت به روز کردن ندارم.یعنی جناب عالی فرصتی برام نزاشتی.الان هم خواب تشریف داری .این روزا فوق العاده شیطون شدی .تا جایی که وقتی میخوام جایی برم میمونم از دست تو چکار کنم.مهد کودک میری .واومدن با من سر کلاسمو خیلی دوست داری .دوستت دارم نازنینم.

[ دوشنبه 24 آبان 1395 ] [ 8:12 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

تولدت مبارک

          

 

 

                                     تولدت سه ساله شدنت مبارک عزیزم       

 

                                                     1395/1/1 

[ 1 فروردين 1395 ] [ 13:58 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

شیرین زبونم

سلام همه زندگی من وبابا محمد ،پسر قشنگم الان که دو سال وده ماهه هستی به حدی شیرین زبونی که وقتی داری حرف میزنی من ومحمد دلمون میخواد محکم گازت بگیریم.تمام شعر وسوره هایی که توی مهد کودک بهت یاد دادن رو خیلی خوب یاد گرفتی همین طور کلمه های انگلیسی ودعای فرج رو کامل بلدی ،مربیتو خیلی دوست داری خانم هوشمند وخانم عبدی زاده وخانم نوایی هم تو رو خیلی دوست دارن .وقتی کلاس میرم خیالم از بابت تو راحته .البته از اول اینطوری نبودی ها اوایل سال کمی گریه میکردی.یه روز صبح که نمیخواستی از بغلم بیرون بیای وبری بغل مربیت وگریه میکردی من بهت گفتم اگه نری آقا مدیر ما منو دعوا میکنه میگه چرا دیر اومدی وتو با شنیدن این جمله با اینکه دوست نداشتی سریع رفتی بغل مربیت،مهربون من خییییییییییییلی دوستت دارم. از شیرین زبونیهات باید یه کتاب بنویسم.من بعضی اوقات از مدرسه سهم شیرمو برای تو میارم وتوهم که عاشق شیری خیلی خوشحال میشی ،وهر وقت بعد از مدرسه منو میبینی زودی میپرسی مامان شیل اولدی .قربونت برم البته فوق العاده هم شیطونی ها البته از نوع بامزش .الهی فدای چشمای مشگیت برم . 

[ دوشنبه 12 بهمن 1394 ] [ 2:12 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

وقت ندارم

پسر نازنین پر انرژی من  خیلی وقته که وبلاگتو بروز نکردم،آخه تو اصلا وقتی یرام نمیزاری ،انقد که پر جنب وجوشی.همین الان هم همش میای گوشی رو از دستم میگیری.ا

[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 7:59 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

بهترین روزی که خدا تورا آفرید مبارک

تولد دوساله شدنت مبارک عزیزم.امسال تولدت رو در کنار هلیا وزینب جشن گرفتیم وتو چون بچه ها کنارت بودن خیلی خوشحال بودی.اصلا تو همیشه تولد رو دوست داری وما هفته ای یکی دو بار برات تولد میگیریم با شمع هایی که داریم تو خونه. خندهای زیبای تو دلگرمی من وبابا محمد  ه تو زندگی.دوستت داریم.تولدت مبارک

[ شنبه 1 فروردين 1394 ] [ 14:42 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

سلام گل بهارم؛گران بهاترین هدیه ام؛همه امیدم.وقتی که سه چهار ماهه بودی یکی از آرزو هام این بود که یه روزی برام حرف بزنی و وقتی قربون صدقت میرم متوجه بشی چی میگم  وصدای قشنگت رو بشنوم .وحلا به آرزو رسیدم .اینقد خوشگل حرف میزنی که من وبابا حسابی کیف میکنیم وبا هر کلمه تو ساعت ها شاد میشیم .بهار من بعضی وقتها هی میگی دلام یعنی سلام ومنتظری منم جوابتو بدم،منم در جواب هر سلامت یه چیز میگم ،سلام امیدم،سلام نفسم،سلام گلدبهارم وتو هی ادامه میدی.کلمه های زیادی رو میگی در یکسال ویازده ماهگی مثل:اهظم ،ممد جون،بادرجون،بف میاد،عاطفه.زنعمو،دلا زهرا،آدا جون آقا جون،بالون میاد، بابات،مامانش،بلالون میاد چیک وچیک صداس میاد دیکو دیک شعر خاله شادونه رو میخونی ،از یک تا ده رو فارسی وانگلیسی بلدی به سون میگی سبن،اسم خیلی از حیونارو بلدی ،میگی مغ نت میزنه یعنی مرغ نک میزنه ،ماشین پلیس رو خیلی دوست داری وهر وقت میبینی به پلیس ها دست تکون میدی ،تقریبا میتونی منظورتو با کلمات به دیگران بگی.جیشتو میگی ،جیش دالم وقتی مای بی بی داری خودت میگی جیش دالم ،ما بی بی دالم.خلاصه خیلی خوشگل حرف میزنی .توی پست بعد کلماتتو با تلفظ خودت مینویسم.خیلی دوستت داریم پسر گلمون.

[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 14:51 ] [ مامان محمد طاها ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد